درد و دل با خدا

 

 

 

به خدا گفتم: خسته‌ام
گفت: "لاتقنطوا من رحمة الله" از رحمت من ناامید نشو

گفتم:انگار، مرا فراموش کرده ای!

 

گفت: "فاذکرونی اذکرکم" منو یاد کنید تا یاد شما باشم

گفتم:هیج کسی رو ندارم

 

گفت: "نحن اقرب الیه من حبل الورید" من از رگ گردن به تو نزدیک‌ترم 

گفتم:تا کی باید صبر کرد؟

 

گفت: "و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا" تو چه می‌دانی! شاید موعدش نزدیک باشه 

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچک است... یک اشاره‌ کنی تمامه!

 

گفت: "عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم" شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه 

گفتم:دلم گرفته

گفت: "بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا" باید به فضل و رحمت خدا شاد باشید

 

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم؛
گفت: "فانی قریب" من که نزدیکم 

گفتم: هیچ کسی نمی‌داند تو دلم چه می‌گذرد

 

گفت: "ان الله یحول بین المرء و قلبه" من بین تو و قلب تو قرار دارم

ارزوی من شهادت بلاگفادات کام

/ 0 نظر / 5 بازدید