بیاد اقاسی

«ساقی امشب باده در دف می کند، مستی ما را مضاعف می کند؛ در حریم خلوت اسرار خود، باده نوشان را مشرف می کند؛ چند خواهی بافتن لاطائلات، فاعلات فاعلات فاعلات؛ تا به کی می پرسی از بود و نبود، جز ملال انگیختن آخر چه سود؛ چند می پرسی ز جبر و اختیار، اختیار آن به که باشد دست یار؛ ساقی ما اختیار تام داشت، چهارده آئینه در یک جام داشت».

«گفت عاشق از بلا نپرهیزد، از ساقی کربلا نپرهیزد؛ من رندم از بلا نپرهیزم، در آتش و خون به رقص برخیزم».

آن پیرقلندر جمارانی، می گفت ز روزهای طوفانی؛ می گفت عبور کار مردان است، آتش در کار رهنوردان است؛ ای خسته دلان که درد دین دارید، سر بر سر زانوی زمین دارید؛ امروز دگر تقیه جایز نیست، بی خطبه شقشقیه جایز نیست؛ در آتش و خون، سمندری باید، در دشت جنون، قلندری باید؛ ایمان دارم که ناجوانمردیم، گر از سر عهد خویش برداریم».

«قسم بر انشقاق فرق منشق، زمین خالی مباد از حجت حق؛ خمینی حجت حق در زمین بود، امین دین ختم المرسلین بود؛ خمینی رفت، فرزندش علی هست، خدا را شکر، بر امت ولی هست؛ الا مس ها که در گرد و غبارید، به اکسیر ولایت تن سپارید؛ طلا آنگه طلای ناب گردد، که در هرم ولایت، آب گردد».

قطعه24

/ 1 نظر / 20 بازدید
حسین عباسی

امشب یک اتفاق فوق العاده می افتد برای اطلاع از آن به وبلاگ من سر بزنید[گل]